Document Type : Academicm and Research
Author
Graduate, Department of Fiqh and Foundations of Islamic Law, Independent Researcher, Qom, Iran.
Abstract
Keywords
Main Subjects
کلاله از منظر تفسیر تطبیقی: بازخوانی چالشهای تعریفی و تاثیر آن بر واگراییهای فقهی در نظام ارث اسلامی
میثم شعیب
دانشآموخته دکتری، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، پژوهشگر مستقل، قم، ایران. رایانامه: m.shoaib@urd.ac.ir
چکیده
واژه قرآنی «کلاله» علیرغم کاربرد کلیدی در آیات 12 و 176 سوره نساء، همواره از چالشبرانگیزترین مفاهیم در نظام ارث اسلامی بوده و ابهامهای تفسیری پیرامون آن، اختلافهای فقهی گستردهای را میان مذاهب بهویژه امامیه و اهل سنت، رقم زدهاست. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تفسیر تطبیقی، بهدنبال کشف رابطه میان ابهام تعریفی «کلاله» و واگرایی فقهی در این مسئله خاص است. یافتهها نشان میدهد که ریشه اولیه اختلافات را باید در سه ساحت جست: نخست؛ تعدد وجوه لغوی «کلاله» (احاطه، ضعف، بُعد) که به تعاریف اصطلاحی چندگانه (وصف موروث، وصف ورثه یا اختصاص به اخوه) انجامیدهاست. دوم؛ تفاوت در مبانی و روشهای تفسیری فریقین در مواجهه با آیات کلاله بهویژه نحوه تفکیک موضوعی میان آیه ۱۲ (اخوه امی) و آیه ۱۷۶ (اخوه ابوینی/ ابی) و سوم؛ نقش و حجیت متفاوت سنت (اقوال صحابه در برابر روایات ائمه (ع)). درنهایت پژوهش حاضر، فرضیه «تقدم ابهام تفسیری بر واگرایی فقهی» را تایید کرده و نشان میدهد که این چالش پیچیده، بهجای انسداد، به عرصهای پویا برای اجتهاد و توسعه روششناسی استنباط در فقه ارث تبدیل شدهاست.
کلیدواژگان: کلاله، ارث اسلامی، نساء: 12، نساء:176
مقدمه
نظام ارث در شریعت اسلامی، یکی از مباحث فقهی است که جزئیات آن در قرآن کریم با دقت بسیار تبیین شدهاست. دراینمیان، اصطلاح قرآنی «کلاله» که در دو آیه از سوره نساء (آیه ۱۲ و ۱۷۶) بکار رفته، همواره از چالشبرانگیزترین مفاهیم نزد مفسران، فقها و قرآنپژوهان بودهاست. این واژه که بطورعام ناظر بر ارثبری فردی فاقد اصول (والدین) و فروع (اولاد) است؛ بهسبب ابهامهای ذاتی در معنای لغوی و دامنهشمول اصطلاحی، از صدر اسلام زمینهساز پرسشها و اختلافنظرهای عمیق شدهاست. دشواری فهم «کلاله» تا حدی بود که صحابهای چون عمربنخطاب به آن اذعان داشت و بطور مکرر از پیامبر (ص) درباره آن پرسش میکرد و ابوبکر نیز با احتیاط کامل، از بیان نظر قطعی خودداری میکرد. این ابهام تاریخی اولیه که ناشی از تعدد وجوه لغوی و گستردگی تعاریف اصطلاحی است، بهصورت مستقیم بر استنباط احکام فقهی و شکلگیری نظامهای حقوقی متمایز در مذاهب اسلامی تاثیر گذاشتهاست. لذا مسئله پژوهشی حاضر، بازخوانی تطبیقی ریشههای تفسیری اختلافات فقهی در باب کلاله و تحلیل چگونگی تاثیرگذاری چالشهای تعریفی و روشهای تفسیری مفسران شیعه و اهل سنت بر واگراییهای فقهی در نظام ارث اسلامی میباشد. اهمیت این مسئله به این دلیل است که تاکنون پژوهشهای انجامشده (همچون کارهای نصیری و همکاران و نساجی و قربانینیا) هرچند ارزشمند بودهاند اما بطور عمده به ابعاد معناشناختی یا نقل دیدگاهها پرداختهاند و خلایی که این مقاله درصدد رفع آن است، ارائه تحلیل تطبیقی عمیق و نظاممند از تاثیر مستقیم چالشهای تعریفی و روشهای تفسیری بر واگرایی آرای فقهی است. بنابراین پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه تفاوت در مبانی، رویکردهای تفسیری به قرآن (ازجمله توجه به سیاق، شان نزول، دلالتهای لغوی و قرائات) و نحوه استناد به سنت (سنت نبوی، اقوال صحابه در مقابل روایات اهل بیت (ع))، منجر به برداشتهای متفاوت از «کلاله» و درنتیجه اختلافات بنیادین در نظام ارث اسلامی شدهاست. نوآوری این مقاله در همین رویکرد تفسیر تطبیقی نهفته است؛ رویکردی که به ریشهها و فرآیند شکلگیری اختلاف و نسبت میان تفسیر متن و تشریع حکم توجه دارد. پژوهش حاضر به روش کیفی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بنیادین بر تفسیر تطبیقی انجام شدهاست. دادهها از منابع اصلی تفسیری، فقه القرآن، روایی و لغوی معتبر فریقین استخراج گردیده و شیوه تحلیل دادهها، مبتنی بر مقایسه نظاممند آرای مفسران شیعه و اهل سنت ذیل آیات مرتبط با کلاله است.
نخستین و بنیادیترین یافته پژوهش حاضر، ریشهیابی ابهامات «کلاله» در سه معنای لغوی متمایز است: احاطه و گرداگرد بودن (همانند تاج که سر را دربر میگیرد)، ضعف و خستگی (که بر قرابت غیرمستقیم دلالت دارد) و بُعد و دوری نسبی. همین تعدد معانی لغوی، زمینهساز شکلگیری تعاریف اصطلاحی چندگانه شدهاست. در یکسو دیدگاه مشهور اهل سنت، کلاله را صفتی برای متوفی «فاقد ولد و والد» میداند که لازمه آن، محرومیت خواهران و برادران درصورت وجود جدّ پدری است. در سوی دیگر، فقه امامیه با استناد به روایات صریح ائمه (ع)، کلاله را در کاربرد قرآنی بطور انحصاری ناظر بر «اخوه و اخوات» (برادران و خواهران متوفی) تعریف میکند و بدینترتیب، جد را همردیف اخوه در طبقه دوم ارث قرار میدهد. افزونبراین، برخی تعاریف دیگر نیز وجود دارد؛ ازجمله کلاله بهمثابه وصف ورثه یا بهمعنای خود قرابت غیرمستقیم.
دومین یافته مهم، تفکیک تقریبا اجماعی میان دو آیه کلاله با این تفاوت اساسی است که مفسران شیعه برای این تفکیک بطور عمده به روایات ائمه (ع) استناد میکنند درحالیکه مفسران اهل سنت بر اقوال صحابه، قرائات غیرمتواتر منسوب به صحابه و قرائن سیاقی تکیه دارند. این تفاوت در منبعشناسی، سنگ بنای واگراییهای فقهی بعدی شدهاست. بهعنوان مثال علیرغم اینکه هر دو مذهب در احکام ارث اخوه امی (آیه ۱۲) بر سدس برای یک نفر و ثلث برای دو نفر یا بیشتر با تساوی زن و مرد اتفاق نظر دارند، در زمینه ارث اخوه ابوینی یا ابی (آیه ۱۷۶) و بهویژه در مسائل سهگانه اختلاف نظر دارند. نخست؛ ارث جد با اخوه که در فقه امامیه با هم مشارکت دارند ولی در اهل سنت جد مانع ارث اخوه است. دوم؛ اجتماع اخوه با دختر متوفی که امامیه با استناد به شرط «لیس له ولد» دختر را وارث تمام ترکه میداند درحالیکه اهل سنت باقیمانده را به خواهر یا برادر بهعنوان «عصبه» میرساند. سوم؛ مسئله عول و رد که امامیه عول را باطل و رد را جایز میشمارد اما اهل سنت عول را میپذیرد. این یافتهها درمجموع نشان میدهد که هرچه دلالت متن قرآنی روشنتر باشد (مانند آیه ۱۲)، اتفاق نظر بیشتر است و هرچه ابهام افزون گردد، روشهای متفاوت تفسیری به واگرایی فقهی میانجامد.
نتیجه گیری
این پژوهش با بازخوانی تطبیقی چالشهای تعریفی «کلاله» و تحلیل روشهای تفسیری فریقین، نشان داد که ابهام تاریخی و چندوجهیبودن این واژه، نقطه عزیمت اصلی اختلافات فقهی در نظام ارث اسلامی بودهاست. یافتهها تایید کرد که فرضیه تقدم ابهام تفسیری بر واگرایی فقهی در مسئله کلاله کارآمد است چراکه تردیدها و اختلافات صحابه در صدر اسلام، پیش از شکلگیری هویتهای مذهبی مدون، گواه این ادعا است. از منظر نظری؛ این موردکاوی روشن ساخت که چگونه تفاوت در مبانی حجیت (اقوال صحابه در برابر روایات ائمه (ع))، مسیرهای تفسیری متفاوتی را رقم زده و به نظامهای فقهی متمایزی انجامیدهاست. محدودیت پژوهش، تمرکز بر دو مذهب اصلی (امامیه و اهل سنت) و فروگذاری برخی مذاهب فقهی دیگر است. پیشنهاد میشود پژوهشهای آتی با روش تفسیر تطبیقی به سراغ سایر مفاهیم چالشبرانگیز قرآنی رفته و الگوی علّی کشفشده در این مقاله را بیازمایند.
منابع
جصاص، احمدبنعلی. (۱۴۰۵ ق). احکام القرآن. دار احیاء التراث العربی.
طبری، محمدبنجریر. (۱۴۱۲ ق). جامع البیان فی تفسیر القرآن. دار المعرفه.
طوسی، محمدبنحسن. (بیتا). التبیان فی تفسیر القرآن. دار احیاء التراث العربی.
زمخشری، محمودبنعمر. (۱۴۰۷ ق). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل. دار الکتاب العربی.
عیاشی، محمدبنمسعود. (۱۳۸۰ ق). التفسیر العیاشی. مکتبه العلمیه الاسلامیه.
بحرانی، هاشمبنسلیمان. (۱۴۱۵ ق). البرهان فی تفسیر القرآن. موسسه البعثه.
قمی، علیبنابراهیم. (۱۳۶۳). تفسیر القمی. دار الکتاب.
فیض کاشانی، محمدبنشاهمرتضی. (۱۴۱۵ ق). تفسیر الصافی. مکتبه الصدر.
بغوی، حسینبنمسعود. (۱۴۲۰ ق). تفسیر البغوی المسمی معالم التنزیل. دار احیاء التراث العربی.
ابن عربی، محمدبنعبدالله. (۱۴۰۸ ق). احکام القرآن. دار الجیل.
Send comment about this article