Document Type : Academicm and Research
Authors
1 PhD Candidate, Department of Qurʾanic Sciences and Ḥadīth, Faculty of Theology and Islamic Studies, University of Qom, Qom, Iran.
2 Professor, Department of Qurʾanic Sciences and Ḥadīth, Faculty of Theology and Islamic Studies, University of Qom, Qom, Iran. Email
Abstract
Keywords
Main Subjects
تفسیر تطبیقی ظاهرگرایان و تأویلگرایان از آیه «مجئ رب» در قرآن کریم
چکیده
آیه «وَجَاءَ رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفّاً صَفّاً» (فجر: ۲۲) از جمله آیاتی است که در قلمرو صفات خبری خداوند جای میگیرد و از آغاز تفسیر قرآن، همواره محل اختلاف میان دو جریان عمده ـ ظاهرگرایان و تأویلگرایان ـ بوده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مراد از «آمدن خداوند» چیست: آیا توصیفی حقیقی از حرکت و حضور عینی است، یا مجازی و کنایی از ظهور امر و قدرت الهی در روز قیامت؟ بررسی متون تفسیری، حدیثی و کلامی دو مکتب نشان میدهد که برداشت ظاهرگرایانه، با تکیه بر ظاهر الفاظ و پرهیز از تأویل، بر وقوع حقیقی مجئ خداوند تأکید دارد، در حالیکه تأویلگرایان با استفاده از دلایل عقلی و آیات محکم، این تعبیر را نشانۀ تجلی فرمان خدا و تحقق قهر و عدالت او میدانند. نتیجه پژوهش این است که زبان قرآن در بیان صفات خبری، زبان تمثیل و تقریب به ذهن است؛ بنابراین تعبیر «مجئ رب» را باید بیانگر ظهور قدرت مطلق خداوند دانست نه حرکت جسمانی او. این مطالعه با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، ضمن مقایسه دیدگاههای ابن تیمیه، فخر رازی، طباطبایی، طبرسی، شیخ صدوق و دیگر اندیشمندان، به تبیین تفاوت مبنایی دو نگرش در تفسیر صفات خبری میپردازد و نشان میدهد که تأویل معقول، سازگارترین راه برای حفظ تنزیه و درک عمیقتر از بیان قرآنیِ ذات الهی است.
کلیدواژهها
صفات خبری، مجئ رب، ظاهرگرایی، تأویلگرایی، تنزیه، تشبیه، زبان دین، تفسیر قرآن، الهیات کلامی، روز قیامت
مقدمه
موضوع صفات خبری از مسائل دیرپای تفسیر و کلام اسلامی است و از همان قرون نخستین، اندیشمندان در تعیین مرز میان ایمان به ظاهر نصوص و تأویل عقلانیِ الفاظ الهی دچار اختلاف شدند. آیه «وَجَاءَ رَبُّکَ» نمونهای برجسته از این تعارض میان ظاهر واژه و اصل تنزیه الهی بهشمار میآید. ظاهرگرایان مانند ابن تیمیه و گروهی از حنابله، بر ایمان به لفظ بدون چگونگی تأکید کردهاند؛ آنان معتقدند که «آمدن» صفتی واقعی از افعال خداوند است، اما کیفیت آن قابل تصور نیست. در مقابل، متکلمان و مفسران عقلگرا همچون طباطبایی، طبرسی و شیخ صدوق، این تعبیر را از سنخ مجاز و کنایه دانستهاند و آمدهاند تا نشان دهند که زبان دین برای بیان واقعیتهای مجرد، از تصاویری محسوس بهره میگیرد. هدف اصلی مقاله، تحلیل نظاممند این دو روش تفسیر و ارزیابی مبانی معرفتی آنهاست. پژوهش بر اساس مطالعه تطبیقی تفاسیر اهل سنت و شیعه، و با رویکردی میانرشتهای میان زبانشناسی دینی و الهیات فلسفی سامان یافته است تا از رهگذر تحلیل زبانی، عقلی و روایی، معنای درست «مجئ رب» را در بستر قرآن و سنت آشکار سازد.
خلاصه تفسیری و تحلیل دیدگاهها
در قلمرو ظاهرگرایی، تأکید بر پذیرش نص بدون پرسش از کیفیت، واکنشی در برابر تأویلهای عقلگرایانه بود که در قرون نخست شکل گرفت. این جریان، با استناد به معنای لغوی «مجئ» و روایات موجود در آثار ابن تیمیه، ابن قیم و احمد بن حنبل، حرکت و آمدن خدا را واقعیتی حقیقی اما بیکیفیت قلمداد کرد. هدف آنان حفظ تقوا در تفسیر و جلوگیری از تعطیل صفات الهی بود. اما این دیدگاه بهلحاظ فلسفی موجب نسبت دادن حرکت و تغییر به ذات الهی میشود و از سمت عقل و آیات محکم با چالش روبهروست.
در جهت مقابل، تأویلگرایان با تکیه بر آموزههای تنزیهی قرآن، آیه را نشانه تجلی امر و قهر الهی دانستهاند. آنان بر این باورند که خدا از جهت، مکان، و تغییر منزّه است و «آمدن خدا» کنایه از حضور قدرت الهی و ظهور عدالت در عرصه قیامت است. در تفاسیر شیخ صدوق، شریف رضی، و طباطبایی چنین برداشتی با استناد به روایات اهلبیت(ع) تقویت میشود و با مبانی عقلانی توحید سازگار مینماید. دیدگاه طباطبایی در المیزان چنان سامانیافته است که صفات خبری را نوعی تشریع در زبان قرآن برای تقریب معانی مجرد میداند؛ و طبرسی در مجمع البیان این تعبیر را نشانه نزول فرمان و تجلی مقتدر الهی معرفی میکند. بدینسان، تأویلگرایی تفسیری نه تنها از تعطیل صفات پرهیز دارد، بلکه از گرفتار شدن در تشبیه جسمانی نیز جلوگیری میکند.
مهردوست, [02/22/2026 10:49 AM]
نتیجهگیری
پژوهش حاضر نشان داد که دو نگرش ظاهرگرایی و تأویلگرایی هر دو در حفظ صیانت نص قرآن انگیزههای ایمانی دارند، اما روشهای آنها در مواجهه با صفات متشابه الهی متفاوت است. رویکرد ظاهرگرایی با وجود تکیه بر نص، در سطح فلسفی به تجسیم و مکانمندی خداوند منتهی میشود. در مقابل، رویکرد تأویلی با وفاداری به روح قرآن و معیارهای عقل، توانسته است میان زبان دین و ذات نامتناهی الهی جمع کند. تحلیل تطبیقی دیدگاههای ابن تیمیه، فخررازی، طباطبایی، طبرسی و سایر مفسران نشان میدهد که پذیرش مجاز و تمثیل در زبان وحی، فهمی متعادل و عقلپذیر از صفات خداوند به دست میدهد. بر اساس یافتههای مقاله، میتوان گفت «مجئ رب» در منطق قرآن بیانگر تحقق حضور الهی در صحنۀ قیامت از طریق تجلی قدرت و امر خداوند است، نه آمدن مکانمند در جهان محسوس. این نتیجهگیری، ضمن حفظ اصل تنزیه، تبیینی عمیقتر از ارتباط زبان دینی با مفاهیم متافیزیکی در قرآن کریم ارائه میدهد.
منابع منتخب
1. ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم. درء تعارض العقل والنقل. جامعة الإمام محمد بن سعود، 1411هـ.
2. ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم. منهاج السنة النبویة. ریاض، 1406هـ.
3. فخررازی، محمد بن عمر. التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب). دار إحیاء التراث العربی، 1420هـ.
4. زمخشری، محمود بن عمر. الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل. دار الکتب العربی، 1407هـ.
5. طبرسی، فضل بن حسن. مجمع البیان لعلوم القرآن. تهران: ناصر خسرو، 1372ش.
6. شریف رضی، محمد بن حسین. تلخیص البیان فی مجازات القرآن. بیروت: دارالأضواء، 1406هـ.
7. طباطبایی، محمدحسین. المیزان فی تفسیر القرآن. قم: مؤسسة الأعلمی، 1390هـ.
8. شیخ صدوق، محمد بن علی. التوحید. قم: دفتر انتشارات اسلامی، 1398ق.
9. ابن عربی، محیالدین. رحمة من الرحمن. مجموعه جامع تفاسیر نور، 1410ق.
10. ولفسن، هری. فلسفة علم کلام. ترجمة احمد آرام، انتشارات الهدی، 1368ش.
Send comment about this article