سیر تحول تطبیق در تفاسیر اهل سنت

نوع مقاله : علمی و پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار مرکز تحقیقات علوم قرآن، حدیث و طب دانشگاه علوم پزشکی، تهران، ایران

2 دانش‌آموخته سطح چهار، رشته تفسیر تطبیقی، مجتمع علوم اسلامی کوثر، تهران، ایران،

10.22091/ptt.2021.3233.1754

چکیده

تاریخ دریافت: 20/10/1400   |   تاریخ اصلاح: 28/03/1401   |   تاریخ پذیرش: 28/03/1401
«تطبیق» با معادل‌هایی نظیر «موازنه»، «مقارنه» و «مقایسه» به کار رفته است. در شیوه «تطبیق» و «مقایسه»، دو یا چند دیدگاه یا مکتب در مورد موضوعی خاص که با یک دیگر سنخیت دارند، بررسی و نقادی شده تا وجوه اشتراک و اختلاف آن‌ها مشخص گردد و برتری‌ها و ضعف‌های هر یک هویدا شود و درنهایت اولویت یکی بر دیگری به اثبات رسد. یافته‌های پژوهش، بیان‌گر آن است که تا قبل از قرن دوم، اثری از تطبیق در تفاسیر اهل سنت دیده نمی‌شود؛ بلکه احادیث و روایات موردقبول صحابه و تابعین، بدون در نظر گرفتن دیدگاه مخالف، نقل شده است. در قرن چهارم، با شکل‌گیری مذاهب دیگر و رشد آن نظیر معتزله، برخی تفاسیر در حد جمع‌آوری نظریات و آرا (موازنه و مقارنه) پیش رفت و سپس با شدت گرفتن تحولات سیاسی و اجتماعی، فرصتی برای نقد و بررسی و ابراز نظریات (مقایسه) پیدا شد. این پژوهش، روش توصیفی - تحلیلی را به کار برده و در مسیر تحولات تطبیق و توسعه معنایی آن، به نکته مهم نوفهمی دست یافته است.

عیسی‌زاده، ن؛ خلج، ل. (1401). سیر تحول تطبیق در تفاسیر اهل سنت، دوفصل‌نامۀ پژوهش‌های تفسیر تطبیقی. 8 (15)، 387-367. Doi: 22091/PTT.2021.3233.1754

تازه های تحقیق

جدول نمونه­ آرا و تطبیقات مفسران

ردیف

نام مفسر

دوره و سده

رأی مفسر

موارد تطبیق

منبع

1

طبری

دوره­ اول و سده­ 3 و 4

چهار قول وی درباره مصداق آیه اولی‌الامر: 1. امرا 2. علما و فقها 3. اصحاب 4. ابوبکر و عمر.

شأن نزول "الذین آمنوا " را به عباده بن صامت نسبت می‌دهد. پس از بیان احادیث مرتبط با ماجرای عباده می‌نویسد:"اختلاف اهل تأویل، برخی گفته‌اند مراد علی (ع) است و بعضی دیگر همه مؤمنان را مراد دانسته است ".

طبری، 1412، ج 5، ص 93-95.

2

زمخشری

دوره­ دوم سده­ 5 و 6

اولی‌الامر را امرای حق دانسته و خلفای راشدین را مصداق آن

مراد از «الذین آمنوا» در آیه ولایت را همه مؤمنان و مراد از «و هم راکعون» را خضوع و خشوع می‌داند. درباره خاتم بخشی علی (ع) در حال رکوع نازل شده است و شامل همه مؤمنان می‌شود. نقدی بر تفسیر شیعه ندارد.

زمخشری، 1407، ج 1، ص 648-649

 

3

رازی

دوره­ دوم سده­ 6 و 7

«الذین آمنوا»: 1. همه مؤمنان 2. به گفته‌ عکرمه ابوبکر است. 3. به نقل از ابن عباس، علی (ع) است.

نظر شیعه در مورد آیه ولایت را آورده که مراد از این آیه امام است و با این معنا از آیه، منظور از امام، همانا علی (ع) است.

رازی، 1420، ج 12، ص 382-383.

4

قرطبی

دوره­ سوم و سده­ هفتم

 

ذیل آیه 124 سوره بقره (امامت حضرت ابراهیم)، شیعه را رافضی دانسته و نظرشان را زیر سؤال ‌برده، می‌نویسد: "رافضی‌ها بر این باورند که نصب امام عقلاً واجب است ولی این را که امام چه کسی باشد، پیامبر (ص) تعیین می‌کند ". سپس بر این اعتقاد خرده می‌گیرد که عقل را راهی به حسن و قبح نیست و اگر هم بپذیریم که سمع تنها راه تعیین‌کننده شخص امام است‌، در این باب روایتی وجود ندارد.

در آیه اولی‌الامر، بدون این‌که به نام شیعه اشاره کند، با آوردن لفظ «قوم»، تنها بدین مطلب اکتفا می‌کند که گروهی تصور کرده‌اند مراد از اولی‌الامر، علی (ع) و فرزندان اویند. او در پاسخ به قول شیعه می‌نویسد: «اما اگر چنین بود، نمی‌‌گفت: *فردوه الی الله و الرسول*، بلکه می‌فرمود: إلی الإمام. چون در نزد اینان قول امام، هم چون کتاب و سنت محکم است». او قول شیعه را مهجور و مخالف جمهور می‌داند.

قرطبی،1372، ج 1، ص 265-267؛ همان، ج 5، ص 261

 

5

بروسوی

دوره­ چهارم و سده 11-12

 

در تفسیر آیات ولایت و اولی‌الامر، هیچ شأن نزولی را بیان نمی‌کند و در این خصوص در برابر دیدگاه تفسیری شیعه سکوت می‌کند.

حقی بروسوی، بی‌تا، ج 2، ص 229

6

رشید رضا

دوره­ پنجم و سده

13-14

در آیه «اولی‌الامر» تأکید بر نبود نصّ

به‌صورت سربسته می‌گوید: «وَ بَعْضُهُمْ اَطْلَقَ فى الْحُکامِ فَاَوْجَبُوا طاعَهَ کُلِّ حاکِم؛ برخی آیه را ناظر به اطاعت تمام حاکمان می‌دانند و اطاعت آن‌ها را واجب می‌شمارند». وی گفته است: «اگر مراد از اولی‌الامر، آن‌طور که شیعه ادعا کرده، ائمه ایشان بودند، آیه بدان تصریح می‌کرد».

رشید رضا، م 1990، ج 5، ص 147؛ همان، ج 6 ص 385-386.

صرف‌نظر از نقد این دیدگاه‌ها و تفاسیر یادشده که خود پژوهشی مستقل را می‌طلبد، در نگاهی گذرا باید گفت: بسیاری از مفسران در ادوار مختلف، صرف‌نظر از پیش‌فرض‌ها، به مقایسه­ و تطبیق آراء شیعی- سنی در تفسیر آیات فوق دست نیافته­اند. ازاین‌رو تطبیق در تفاسیر این دوران، هم چنان با رویکرد دفاع از عقاید مذهب خود جریان دارد؛ اما تحولات اجتماعی این دوره و تعامل علمی بیش‌تر مفسران شیعه و سنی، سبب تکون «تفسیر تطبیقی» به‌مثابه یک‌گونه مستقل در ادامه سنت نقل و نقد در تفاسیر است. در این میان، به نظر می­رسد مفسران با ادامه­ جریان تطبیق با رویکرد تأویل­گری بتوانند در تطبیقات خود به نوفهمی دست ­یابند.

در پایان گفتنی است که به دلیل کثرت پژوهش­ها و مطالعات تطبیقی از یک‌سو و جذابیت پژوهش در این عرصه برای علاقه‌مندان آن و از طرف دیگر اختلاف‌نظرهای موجود در مطالعات تطبیقی و نبود تعریف واحد و برداشت‌های مختلف، واکاوی مفهوم دقیق تطبیق، به بررسی و تحقیقات وسیع‌تری نیازمند است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Evolutionary Course of Taṭbīq (Comparison) in Sunni Exegeses

نویسندگان [English]

  • Nikzad Isazadeh 1
  • Leila Khalaj 2
1 Associate Professor, Research Center of Qur’an, Hadith, and Medicine, Tehran University of Medical Sciences, Tehran, Iran
2 Graduated, Department of Qur’anic Studies, Kawthar Islamic Sciences Education Complex, Tehran, Iran
چکیده [English]

Received: 2022/1/10  |   Correction: 2022/6/18   |   Accepted: 2022/6/18
The term ‘comparison’ has literally been applied parallel to the words such as ‘counterbalance’, ‘simultaneous’ and ‘analogy’. However, in the case of ‘comparison’ and ‘analogy’, two or more viewpoints or schools on a particular subject that seem similar to each other are usually examined and criticized. In this way, the similarities and dissimilarities between them are identified, as well as the strengths and weaknesses of each, so that eventually their priority over the other ones can be shown. The findings of the present study indicate that before the second century A.H. there was no traces of comparison in Sunni exegeses, rather, the hadiths and narrations accepted by the companions and followers of the Prophet (PBUH) have been quoted without considering the opposite viewpoints. In the fourth century A.H. and with the formation and development of other denominations and the growth of some theological schools such as the Mu’tazilites, the Sunni interpretations advanced to the point of collecting some contradict ideas and opinions, or counterbalance and simultaneous exegesis. Then, with the intensification of socio-political developments, there was an opportunity to critique and express theories in its ‘comparison’ case. The present article, which has applied the comparative-analytical method, attempts to achieve a new way to have a better understanding and explanation concerning the course of the conceptual development of the term comparison and its semantic widening in the field of Sunni Qur’anic exegeses.
*Khalaj, L; Isazadeh, N. (2022) The Evolutionary Course of Taṭbīq (Comparison) in Sunni Exegeses. Biannual Journal of Comparative Exegetical Researches, 8 (15) 367-387. Doi: 10.22091/PTT.2021.3233.1754.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Qur’an
  • comparative exegesis
  • counterbalance exegesis
  • simultaneous exegesis
  • analogical exegesis
  • course identifying
الف) منابع فارسی
اسعدی، محمد (1397)، آسیب‌شناسی جریان‌های تفسیری، ج 2، چاپ سوم، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
ﭘﯿﻨﺮز، اف. ای (1384)، یهودﯾت، ﻣﺴﯿﺤﯿﺖ، اﺳﻼم، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺣﺴﯿﻦ ﺗﻮﻓﯿﻘﯽ، ﻗﻢ: اﻧﺘﺸﺎرات داﻧﺸﮕﺎه ادﯾﺎن و ﻣذاهب.
پاکتچی، احمد (1390)، تاریخ تفسیر، تهران: انجمن علمی دانشگاه امام صادق (ع).
خرمشاهی، بهاءالدین (1363)، تفسیر و تفاسیر جدید، چاپ سوم، تهران: نشر کیهان.
دهخدا، علی‌اکبر (1377)، لغت‌نامه، ج 5- 13، تهران: دانشگاه تهران.
طباطبایی، محمدحسین (1374)، المیزان فی تفسیر القرآن، قم: انتشارات جامعه مدرسین.
طیب حسینی، محمود (1389)، تفسیر تطبیقی، دائرة‌المعارف قرآن کریم، ج 8، قم: بوستان کتاب.
علوی مهر، حسین (1389)، آشنایی با تاریخ تفسیر و مفسران، قم: جامعه المصطفی.
عمید، حسن (1350)، فرهنگ عمید، انتشارات جاویدان.
پییر لوری، (1383)، تأویلات قرآن از دیدگاه عبدالرزاق کاشانی، ترجمه زینب پودینه آقایی، تهران: حکمت.
فرمانیان، مهدی (1387)، آشنایی با فرق تسنن، قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.
فیض، علیرضا (1382)، مقارنه و تطبیق در حقوق جزای عمومی اسلام، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
فرامرز قرا ملکی، احد (1385) روش‌شناسی مطالعات دینی، مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی.
کالدر، نورمن (1389)، «تفسیر از طبری تا ابن کثیر»- رهیافت‌هایی به قرآن، تهران: نشر حکمت.
لاشیء، حسین (1367)، «اسماعیل حقی بروسوی». دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ج 8، تهران: مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی.
مطهری، مرتضی (1368)، بررسی اجمالی نهضت‌های اسلامی در صدسال اخیر، تهران: صدرا.
معرفت، محمدهادی (1379)، تفسیر و مفسران، ج 1، ترجمه علی خیاط و علی نصیری، قم: التمهید.
معین، محمد (1391)، فرهنگ فارسی، تهران: انتشاراتی امیرکبیر.
نجارزادگان، فتح‌الله (1383)، تفسیر تطبیقی، قم: مرکز جهانی علوم اسلامی.
نامور مطلق، بهمن و منیژه کنگرانی (1389)، دانش‌های تطبیقی (مجموعه مقالات فلسفه، اسطوره‌شناسی، هنر و ادبیات)، تهران: انتشارات سخن.
نفیسی، شادی (1379)، عقل‌گرایی در تفاسیر قرن چهاردهم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
ب) منابع عربی
قرآن کریم.
ادنه‌وی، احمد بن محمد (1417 ق) طبقات المفسرین، مدینه: مکتبة العلوم و الحکم.
ابن عاشور، محمد فاضل (1972 م)، التفسیر و رجاله، تونس: دارالکتب المشرقیه.
ایازی، محمدعلی (1373)، المفسرون حیاتهم و منهجهم، تهران: وزارت ارشاد.
المعی، زاهر بن عواض (1405 ق)، دراسات فی التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم، ریاض: الفرزدق.
بشیر صدیق، حسن (1416 ق)، التفسیر التطبیقی منهج علمی لدراسة النص القرآنی، خارطوم: دارالسودانیه للکتب.
حقی بروسوی، اسماعیل (بی‌تا)، روح البیان، ج 2، 3، 4 و 7، بیروت: دارالفکر.
خالدی، صلاح ‌عبدالفتاح (1422 ق)، التفسیر الموضوعی بین النظریه و التطبیق، ط 2، عمان: دارالنفائس.
خالدی، صلاح عبدالفتاح (1422 ق)، تعریف الدراسین، بمناهج المفسرین، دمشق: دارالقلم.
ذهبی، محمدحسین (بی‌تا)، التفسیر و المفسرون، ج 2، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
رازی، محمد بن عمر، فخرالدین (1420 ق)، مفاتیح الغیب، ج 6، 10، 11، 12، 16 و 31، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
رشید رضا، محمد (1990 م)، المنار، ج 1، 4، 5، 6 و 10، بی‌جا: الهیئة المصریة العامة للکتاب.
رومی، فهد بن عبدالرحمان بن سلیمان (1407 ق)، اتجاهات التفسیر فی القرن الرابع عشر، ج 1، ریاض: بی‌نا.
زمخشری، محمود (1407 ق)، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، ج 1- 4، بیروت: دارالکتاب العربی.
سیوطی، جلال‌الدین (بی‌تا)، طبقات المفسرین، بیروت: دارالکتب العلمیه.
شنوقه، سعید (بی‌تا)، التأویل و التفسیر بین المعتزله و السنه، قاهره: المکتبة الازهریه.
عماره، محمد (2006 م)، الاعمال الکامله للامام الشیخ محمد عبده، بیروت: دارالشرق.
عبدالرحیم، عبدالجلیل (1412 ق)، التفسیر الموضوعی للقرآن فی کفتی المیزان، عمان: بی‌نا.
عبدالرحیم، عبدالغفار (بی‌تا)، الإمام محمد عبده و منهجه فی التفسیر، بی‌جا: المرکز العربی للثقافه و العلوم.
عبد علی بن جمعه عروسی حویزی (1415 ق)، نورالثقلین، ج 2، قم: اسماعیلیان.
عمری، احمد جمال (1406 ق)، دراسات فی التفسیر الموضوعی للقصص القرآنی، قاهره: مکتبة الخانجی.
غالب، حسن (1424 ق)، مداخل جدیدة للتفسیر، بیروت: دارالهادی.
فرماوی، عبدالحی (1397 ق)، البدایة فی التفسیر الموضوعی، قاهره: بی‌نا.
قرطبی، محمد بن احمد (1372)، الجامع لأحکام القرآن، ج 1، 3، 5، 6، 7، 8، 10 و 21، تهران: ناصرخسرو.
مسلم، مصطفی (1426 ق)، مباحث فی التفسیر الموضوعی، ط 4، دمشق: دارالقلم.
ج) مقالات
تریسی، دیوید (1374)، «الهیات تطبیقی»، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ارغنون، ش 5-6.
رضایی اصفهانی، محمدعلی (1389)، «روش‌شناسی مطالعات تطبیقی در تفسیر قرآن»، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، سال اول، ش 1.
مشنی، مصطفی ابراهیم (1427 ق)، «التفسیر المقارن-دراسة تأصیلیه»، الشریعه و القانون، ش 26.
لک زایی، مهدی (1387)، «فردریش مکس مولر و علم ادیان»، ﻧﯿﻤﺴﺎل ﻧﺎﻣﮥ ﺗﺨﺼﺼﯽ پژوهش‌نامۀ ادﯾﺎن، ﺷﻤﺎرۀ ﭼﻬﺎرم، سال دوم، ﭘﺎﯾﯿﺰ و زﻣﺴﺘﺎن.
شلتوت، محمود (1377 ق)، «تقدیم لکتاب مجمع‌البیان رسالة الاسلام»، سال دهم، ش 3.
کلونی، فرانسیس (1390)، «درآمدی بر الهیات تطبیقی»، ترجمه همایون همتی، تهران: انتشارات نقش‌جهان.
د) منابع انگلیسی و اینترنتی
Auffarth, C. & Moher, H, (2007), »Introduction, the Academic Study of ReligionL, Historical and Contemporary Issues«Brill Dictionary of Religio, p. xiii.
www.tafsir.net/vb/tafsir15283/5nov2011
CAPTCHA Image